|
میــان این مســـیر از دین یا سیاست ؟ چه فرقی می کنه ؟
|
![]() پارک ملت در بهبه های سیاسی تبدیل میشود به حیاط خلوت اقلیت ملت! اخیرا هم با دعوت از آقای "افروغ"، چشم هر چی برنامه ی دم انتخاباتی بود ، درآورد ! کار به آنجا کشده که یک نفر با ادعای روشنفکری ، در سیمای عمومی ، خودش را به جای اکثریت ملّت گذاشته و از شکاف میان بدنه ی رسمی و ملّت حرف میزند ؛ مجری برنامه نیز ، ساده لوحانه راهکار حل فاصله می خواهد ! افروع بلافاصاله شکاف و فاصله را ، به حد مشارکت تعبیر ، و به آن مرتبط میکند . نهایتا هم از پذیرش مردم به عنوان عامل مشروعیت حکومت دینی سخن یاد میکند! . کیست که نتواند با یک جمع بندی ساده به تکرار حرفهای نوری زاد برسد ؟!!! مرجع ضمیر "این" ، در گزاره ی" این امر ، یک بار برای همیشه نیست " ، بعد از مطرح کردن عقبه ی مردمی در جمهوری دینی ، جهت حفظ مشروعیت ، کدام مقام رسمی در حکومت است ؟!!! "جناب افروغ"!، از نگاه شما این فاصله هست و اگر نباشد عجیب است ! شما از زاویه ی مردم و رهبر به حکومت نگاه میکنید و ملت نگاهشان امام و امت است . شکافی میان این امت و امامشان نیست ! و این حمایت و پذیرش حکومت الله از واضحاتییست که ملت بارها به نمایش گذاشته اند ! اسلامیت نظام بسته به پذیرش ولایت فقیه است و این اسلامیت اقتضای جمهوریت جمهور مسلمان ! عقبه ی مردمی نظام را حضور و مشارکت بالا در رای گیری ها و انتخاب با معیار ولایت پذیری ثابت کرده است ! افروغ با کنار هم گذاشتن چند گزاره ی ثابت شده ـ به زعم خود ـ و احساس خطر از تبدیل شدن حکومت به نظام قیومی و بسته شدن فضای نقد و تذکر به رهبری (!) ، سعی در اثبات این مطلب دارد که نه جمهور ، جمهور اول انقلابند ! و نه حکومت ، حکومتی که آن زمان امام روح الله بنیان نهاد ! و اشاره میکند اگر امام هم بود جمله ی خود را راجع به اینکه " مجلس در راس امور است " پس میگرفت ! ( کلا مجلس جایگاهی نداره - قانون کیلو چند ؟ انتخابات چیه ؟ اصلا نماینده فرستادن به مجلسی که تاثیری تو نظام نداره کار بی فایده ایه .... باید دیکتاتوری رو با انقلاب از بین ببریم ! مردم، بی خیال انتخابات ، ما از اول هم انتخابات را تحریم کرده بودیم ! خانه از پای بست ویران است !) آقای افروغ! ، جایگاه مجلس به خاطر جایگاه خطیر قانون در حکومت است . و سال ۸۸ بر ما ثابت شد آنان که با ادبیات شما سخن گفتنه اند ، حاضر به تمکین در برابر قانون هم نیستند ! آقایون مسئول در صدا و سیما ! درست است که به اعتراف خودتان :" ما در صدا و سیما سانسور نداریم "، اما این قبیل اظهار فضیلت ها(!)، نیاز به تبیین داشته و باید در جایگاه شبهه مطرح و برایش پاسخ داده شود . نه به این صورت که مجری با لبخند ژکوند متکلم وحده را معیّت کند !!! آقای افروغ، از جمله نمایندگان داعیه دار اصولگرایی مجلس هفتم بوده، که امروز این گونه از اصول دفاع میکند! اصولگرایی ارزشی ست که همه را با آن محک می زنند ، و اتفاقا کم هم نیستند این دست دعاوی اصولگرایانه که از اصول دینی و قانونی فاصله بسیار دارد . حدیث مفصل از این مجمل بخوانید !!!. . . ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ اینجا ، اعتراض جمعی از طلاب به اظهارات افروغ ! اینجا هم اظهارات مشابه نماینده رد صلاحیت شده ، علی مطهری ! این جزوه هم حتما دانلود و مطالعه نمایید . برچسبها: صدا و سیما, ولایت, مجلس, افروغ [ سه شنبه 27 دی1390 ] [ 16:14 ] [ راهی ]
[ ]
خون شهدا ، آب حیات شجره ی طیّبه ی انقلاب اسلامی است . خون شهدایمان ، سیلابی ست که بیخ و بن از شجره ی خبیثه ی استکبار جهانی خواهد کند . آنچه در ما زنده تر میشود ، شور جهاد و شهادت طلبیست و آنچه به شما می رسد نفرت و رسوایی جهانی و آنچه دنیا می چیند از این طیّبات ، بیداری . آنچه بصیرت ملت ، دانشجویان و خانوادهای شهدا میبینند گوری ست که برای خویش می کَنید و گرنه شهدا زنده ترند از آنچه نزد خدا بدان ها روزی می رسد . به ما آبرو می دهید از رسوایی تان ! شهادت ها مدالهای افتخار می شود و سند زبونی و استیصال شما . و شمایید که از درک اینها عاجزید گرچه چاره ای هم نخواهید داشت و به اهداف خود نخواهید رسید ، مگر ایران از برگزیدگان مصطفی سیره ی روشن ضمیر خالی شود ! اینها پرده از نقاب ریاکارانه ی بشر دوستانه ی شما برداشته و پاسخ مکر خداست به تعریف و تصویر سازی تروریستی از تفکر شیعیان و مسلمانان جهان .
سربازان خامنه ای زیر بار ظلم نخواهند رفت ، گرچه بر مظلومیت هایی که بدیشان می رود مباهات کنند ! سربازان خط حسینی تسلیم ترور ها و جنایاتتان نخواهند شد ، گر چه به شهدای به خون تپیده شان افتخار کنند ! سربازان ولایت دست از جهاد نخواهند کشید ، گرچه آرزوی شهادت در جانشان شعله ها بکشد ! ترس از شهادت که بچه گانه است ! و شما هیچ گانه نخواهید توانست دنیای بسیجی را با گوشه ی چشم عاشق و بصیر خودش ببینید ! بسیجی تیر رها شده از چله است که تا به هدف ننشیند ، آرام نمی گیرد ! بکشید ما را ، که عزممان دوباره راسخ تر شود ! بکشید ما را ، دلتنگ تبریک و تهیّت امام عشقیم ! بکشید ما را ، که هل من ناصر امام عشق ، تشنه ی لبیک شهادت طلبانه ی ماست ! بکشید ما را ، که از ازل جاودانگی را با شهادت نوشته اند . و جاودانه ترینمان ، شهید ترین سالارمان ، حســــین(ع) ، پرچم دار ماست. اربعـــین ، عطش زیارت دارد ؛ و خوش آنکه با خون وضو گرفته، به دیدار می رود ....... *اللهم ارزقنا* _________________________________________________________________________________ امام خامنه ای : در همين قضيهى اين ترورها، من عقيدهام اين است كه بچههاى تشكل هاى دانشجوئى در اين قضيه كوتاه آمدند؛ يعنى كمعملى نشان دادند. بايد اين قضيه را بزرگ ميكرديد. البته نه اينكه بزرگ كنيد - چون خودش بزرگ است -همان جور كه هست، منعكس ميكرديد. ما حتّى نديديم تشكلهاى ما پوستر اين شهدا را هم چاپ كنند، منتشر كنند، پخش كنند، يادمان اينها را نگه دارند.نه، اين موضوع اصلاً نبايد فراموش شود؛ اين كار كوچكى نيست. اینجا (+) رو امضا کردین ؟
برچسبها: شهدا, مصطفی روشن, مرگ بر آمریکا و اسراییل [ جمعه 23 دی1390 ] [ 16:31 ] [ راهی ]
[ ]
انتخابات پیش رو از این جهت که اولین انتخابات بعد از فتنه ی 88 و سقوط جریان دوم خرداد و اصلاح طلب است ، واجد اهمیت بسیاریست . دشمنان ملت ایران نیز بیکار نیستند و برای به آشوب و اغتشاش کشاندن صحنه ی انتخابات تلاش میکنند (+) . جبهه اصلاح طلب نیز علی رغم شعار تحریم انتخابات و حضور حداقلی ، کاندیدای بسیاری را روانه ی صحنه ی رقابت کرده و چه بسا عضوگیری مجددی میان کاندیدای دیگر احزاب کرده باشد! و جریانی مخفی تحت لوی احزاب دیگر و یا به صورت آزاد، روانه ی صحنه ی رقابت و مجلس کند ؛ بنابراین اکتفا کردن به لیستهایی که از احزاب مختلف ارائه میشود اعتمادی سطحی ست . حضور جبهه پایداری در انتخابات ، زمینه ی مشارکت بیشتر و شور مضاعف در عرصه ی رقابتی و انتخاباتی خواهد بود ، اما راجع به اتحاد جبهه با جریان اصولگرا ، بحث های بی پاسخی وجود دارد . اعلام وجود جریانی که با فتنه و بدنه ی آن ،حلقه ی انحراف و ساکتین فتنه ، مرزبندی شفاف داشته باشد ، به جا و بلکه ضروری بوده، اما با توجه به شرایط داخلی و اوضاع منطقه ، نیاز به وحدت و حضور قدرت ائتلافی و یکپارچه ،ضرورت غیر قابل چشم پوشی می باشد . مسلما ما به مرزبندی با گروه ساکتین در فتنه معتقدیم . اما با رصد شرایط امروز به نظر میرسد "اکنون" زمان مناسبی برای اَلــَــک خواص نباشد . یا اگر زمانش رسیده ، مردم باید به این تشخیص برسند و این اَلــَــک ، نیاز دارد که از پایین به بالا اتفاق بیوفتد نه برعکس . حتما ملتی که به فضل خدا حماسه ی 9دی را آفرید ، خواهد توانست به تشخیص درست در مورد عملکرد خواص در فتنه برسند . این دسته بندی ها و شتاب از بالا به پایین برای اَلــَــک کردن خواص بی بصیرت از مناصب حساس ، ممکن است نتیجه ی عکس دهد . گرچه جبهه پایداری به نیّت جریان سازی وارد صحنه نشده و نامگذاری "جبهه" ، به دلیل حفظ هویت مردمی و آزادی از زد و بندهای سیاسی ست ، اما نمی توان انکار کرد که حضور هر گروه و جبهه ای در انتخابات، در بین ملت و خواص جریان سازی خواهد داشت . و آنچه که به فتنه بال و پر میدهد ، وجود همین چند دستگی ها و جریانهای متقاطع داخلی ست . اگر جبهه و اتحاد اصولگرایان در ایدئولوژی یکی باشند _ که هستند _ باید "با هم " ، از اشتباهات افراد عبور کرد و در مشترکات به تفاهم برسند . دادن لیست مشترکی که مورد توافق طرفین باشد ، راه حل مناسببی ست که انشالله به نتیجه برسد . میدانیم ساکتین فتنه دیر یا زود سقوط میکنند و مناسب منصبهای حساس نیستند . قبول داریم مجلس امروز در کنار مصوبات مثبت و کارگشا ، سیاهه ای نیز از عدم تمکین به منویات مقام معظم رهبری در پرونده دارد . و درست است که مجلس امروز ، با آرمان ملّت فاصله بسیاری دارد . می دانیم مرزبندی با بی بصیرتان و ساکتان لازم است ، قبول داریم خیرخواه بی بصیرت با ساکت معاند قابل جمع نیست ! اما شاید " زمان " این تصفیه امروز نباشد . یا فاعل این الک باید خود مردم باشند . فتنه ی 88 مرحله ی اول تصفیه ی نظام از منافقان دانه درشت انقلاب بود و مردم و نظام برای این تصفیه هزینه ی زیادی پرداخت و درآمد زیادتری نیز کسب کرد ! اما باید دید امروز در این شرایط ، و خیز دشمنان برای فتنه ، زمان اَلــَــک دوباره انقلاب فرا رسیده ؟ آیا تحمیل هزنیه ی زود هنگام به نظام ، با توجه به شرایط منطقه و اختلاف انگیزی دشمنان نظام ، مناسبتر از سکوت و منتظر ماندن برای پاسخ ملت برای انتخاب یا طرد است ؟ مسلما انتظار پذیرش اشتباه مردودین، از هیچ جبهه و جریانی نیست ، اما به نظر میرسد ، هم جبهه میتواند مشترکاتی میان خود و متحدین پیدا کند ، و هم ائتلاف اصولگرایان لازم است با این نگاه که جبهه میوه ی بصیرت ملت و شامل نمایندگانی از مردم حماسه آفرین 9 دی هستند ، به همکاری و مشارکت خوبی در معرفی نخبه های سیاسی و فرهنگی به مجلس نهم برسند ، انشالله . . . . . . _________________________________________________________________________________ درگاه اینترنتی بی نام شهر به صورت آزمایشی رونمایی شد. منتظر نظرات و نقدهای سازنده شما هستیم . برچسبها: انتخابات مجلس, جبهه پایداری, اصولگرایان, وحدت [ شنبه 17 دی1390 ] [ 22:14 ] [ راهی ]
[ ]
محرّم ، بهار اشک است و اشک ، بهار زمستان اقلیم جان آدمی و شیعه بهاری ترین آغازش ، سر فصل محرم است _____________________________________ و یا اینکه : _____________________________________ محرم خزانی ترین آغاز است و برگهای دلمان به قیام ناله های آل الله به قعود آمده ______________________________________ هر چه هست حیرانی میان این بهار خزانی ، یا خزان بهاری سرگشتگی پی جویانی مان از یوسف آل الله ست ......
برچسبها: محرم, بهار, امام زمان [ شنبه 12 آذر1390 ] [ 19:52 ] [ راهی ]
[ ]
چشمانم از میان شیشه ی خاکی و کثیف قطار ، "دو دو " میزند حریم یار را . یاد دارم بعد از ایستگاه سلام ، مسافت زیادی تا مشهدش نیست .... ایستگاه "سلام" ..... .برای اهل دل ایستگاه سلام ، بارگاه کریمه ی موسی (س) ، فاطمه ی معصومه است . و یا حتما اهل ولا از هر کجا که سلام دهند ، جواب می شنوند : علیکم السلام ؛ شما داخل حصن حصین ولایت مایید هر کجا که باشید . .... * اللهم الرزقنا* لابد ، خداوند شما را به جبران فقرمان در سعی حج بیت الله ، و خواهرتان را به جبران غممان در دوری مدینه و ناپیدایی مزار مادرمان زهرا(س) ، به ما شیعیان داده است . و اگر درست تر بگویم ، مشهد ، کربلای شماست و فاطمه ی معصومه هم شهیده ی عطش دیدار شما ! شما هم شبیه جد غریبتان حســــــین (ع) ، دور از وطن شهیدید و همه جا شاهد ، و زینبی دارید هم نام فاطمه (س) . مشهدی! کربلایی ! حاجی ! امام رضایی یعنی همه ی اینها . و شما خودتان به زائران مزار فاطمه ی معصومه (س) بشارت داده اید که زائران من در طوس خراسانید ! قم مدفن شاهده ایست که نسیم سلام رضای آل محمد و قائم ایشان ، فضای نورانی آن حریم را معطر کرده است . شاهده ای که شهادتش شبیه عمه اش زینب است و شبیه هر جهادگری که در راه خدا و ولیّ خدا کوشیده و ایستاده است . هر شهید و شهیده ای که لبیک گفته دعوت "قُم فأنذر" را ؛خواه در کارزار دشمن بمیرد خواه در بستر بیماری. "قُم فأنذر" ، یک شأن نزول دارد و هزاران هزار مصداق ! خطاب آیه حتما من و شماییم که " مثنی" و "فردی" به جهادمان خوانده اند . شاهد تکلیفمان بعد حدیث معصوم، کلام روح الله است که : " برای خدا قیام کنید " . قُم به سوی مَشهد ! این مشهد ، مشهد نفس اماره ات باشد ، مشهد علایق و دلبستگی هایی که در مسیر خدا نبوده است ، مشهد همه ی آنچه جدا از مسیر مشهد الرضاست ! از قم به مشهد راه باید گرفت ! و ما حق داریم که گه گاهی به قُم شما نمی رسیم ! اهل قم نیستیم راستش ! اهل قم ، منتطر قامت قائم آل محمد(عج) است . و در انتظار "قُم" اش در قیام ایستاده ! و شهادت را جز به اهل قم و جهاد نمی دهند . اهالی مَشهَد حتما از اهالی قُم بوده اند . صلی الله علیکِ یا فاطمه ، اشفعی لنا فی الجنه ! جنت شیعه ، رضای آل محمد است ..... ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ شماره سوم نشریه الکترونیکی باب الجواد منتشر شد . " دهه کرامت تهنیت ، و از زائران ویژه ی ایشان در این ایام التماس دعا " برچسبها: امام رضا, حضرت معصومه, جهاد, قم [ جمعه 8 مهر1390 ] [ 14:30 ] [ راهی ]
[ ]
احمدیقُلْ جَاء الْحَقُّ وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ..... بگو حق آمد و [ديگر] باطل از سر نمیگيرد و برنمیگردد
واضح است جایی که سخن حق ظاهر شود ، باطل جایگاه و حضوری نخواهد داشت . منطق قرآن و اصلا وعده ی قرآن است که با آشکار شدن حق ، باطل را به شما می نمایانیم و نابودش میکنیم . آمریکا و ایادی اش و همه ی آنان که بر این فرار مزدوارن تاکید داشته و خرده میگیرند بدانند : ترک جایگاه نه تنها برای ملت ایران امر دهشت ناک و عجیبی نیست بلکه سمبل و نوید تحقق وعده های الهی و سبب رسوا شدن و شناساندن جبهه باطل است . الحمدلله که خدا دشمنان ما را احمق قرار داد ! "دم جارو که بسوز، موش حساب کار خودش را میکند ! " . ترک جایگاه در برابر عدالت خواهی و استکبار ستیزی یعنی همراهی با استکبار . ملت ایران دشمنان خود و دشمنان خدا را هر ساله در این رفتار سرشماری میکنند !
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْبَاطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذَا هُوَ زَاهِقٌ وَلَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ اگر اهل عبرت بودید از عاقبت هم پیمانانتان پند میگرفتید . و حتما نوبت به شما هم خواهد رسید . جبهه ی باطل نابود شدنی و رفتنی ست و این خود شمایید که برای رفتن ، عجله دارید ! ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ××××برای مفید نیوز×××× این مقایسه رو مطالعه کنید + شبیه این روزهای من است اینجا ، "حال ابتلاء" ... التماس دعا برچسبها: احمدی نژاد, سازمان ملل, ترک جایگاه [ جمعه 1 مهر1390 ] [ 15:33 ] [ راهی ]
[ ]
اگر کمی بیشتر در مقوله ی فرهنگ احساس خطر کرده بودیم ، فوکول و حد پوشش بانوانمان در کمترین حالت ، مسئله ای فرعی بود که نیاز به ریشه یابی و حل کردن داشت . اگر کمی بیشتر احساس خطر کرده بودیم ، آزادی بیان را تا حد ایدئولوژی پردازی اطرافیانمان پیرامون عقاید و ارزشها آن هم در تریبون عمومی بسط نداده بودیم که تفرقه و سرخوردگی دوستانمان را ثمر دهد . اگر کمی بیشتر احساس خطر کرده بودیم ، تهاجم به ارزش ها را میدیدیم و برای هیچ مقصد سیاسی ، ذره ای از سنگر ارزش های فرهنگی عقب نمی نشستیم . اگر کمی بیشتر احساس خطر کرده بودیم ، برای مشق حجاب خاتون دنبال سرمشق های اشتباه نبودیم و رسانه ی دولتی را به عامل اختلافات فرهنگی تبدیل نمی کردیم . احساس خطر نکردیم چون جنگ فرهنگی را باور نکردیم . باور نکریم که که خاکریز ارزشهای اسلامی و دینی اولین هدف اصابت گلوله های دشمن است . مسئله ی اول ما فرهنگ نیست ولی تبدیل به مسئله ی اول دشمنمان شده است ! پوشش بانوان مسئله ی ما نیست و مسئله ی اول دشمن است . عدالت محوری ، پیشرفت علمی و فن آوری ، به تبیین امام خامنه ای ، از ابزارهای مهندسی فرهنگی است و اهمیت بسزایی دارد ؛ اما مسئله اینجاست که ما دچار کور رنگی و تک مسئله گی شدیم و حاضر نیستیم تهاجم فرهنگی به ارزشها و عقایدمان را باور کنیم . اگر جنگ فرهنگی توهم ماست ، چرا گلوله های جریان انحرافی از کنار ما و به این عرصه نشانه گیری میشود؟!
با توضیح اینکه فکر میکنم رسانه ها و سایت های خبری ، صحبتهای اخیر ریس جمهور راجع به جنگ فرهنگی را مغرضانه تحلیل کرده و تیتر زدند ، اما به هر حال خلاها و کم کاری هایی درعرصه ی فرهنگ هست و اتفاقا محدود به مسئولین اجرایی و دولت نیست ، بلکه انگشت اشاره در اولویت به سمت حوزه های علمیه و متصدیان فرهنگی می باشد. مسلما برای ایجاد تحول در مسائل فرهنگی باید همه ، در حوزه و دانشگاه و مسئولین اجرایی ، دست به دست هم دهیم تا شاهد خیز مثبت در این عرصه باشیم . با ایجاد غوغا و متهم کردن همدیگر به کم کاری تنها زمان را از دست داده ایم و فرصت برای تک های دشمن را فراهم آورده ایم. به جای بازی با واژگان و گرفتن غلطهای املایی از هم ، آستین های همت را بالا بزنیم . هر کس باید خود را مستلزم پاسخگویی به وجدان خویش بیابد . جنگ فرهنگی ، جنگ بی فرهنگی با با فرهنگی ، جنگ بافرهنگی با بی فرهنگی ، جنگ فرهنگ غالب با فرهنگ مغلوب و تهی مایه ، جنگ فرهنگ مقتدر با ضعیف ، یا هر اصطلاح دیگری که به ذهن هر کداممان خطور کند ، پوشنده ی این حقیقت نیست که عرصه ی جنگ، به سبک زندگی ، فرهنگ و ارزشهای بومی کشیده شده و نگرانی های مقام عظمای ولایت در این مقوله قابل چشم پوشی نیست . سبک زندگی به حجاب و پوشش بانوان خلاصه نمی شود اما نقطه آغاز نبرد دشمن اینجاست . اولین قدم در مواجهه با جنگ نرم آگاهی سازی و روشنگری ست و اینکه باور کنیم خطر این نبرد بیشتر از جنگ سخت نباشد ، کمتر نیست . مرور بیانات حضرت آقا راجع به تهاجم فرهنگی لازم است که : " اين مسأله تهاجم فرهنگىاى كه ما مطرح كرديم، بعضى كسان بهشدّت از آن آزرده شدند و گفتند چرا مىگوييد تهاجم فرهنگى!؟ در حالى كه تهاجم فرهنگى، وسط ميدان مشغول مبارز طلبيدن است، بعضى كسان سعى كردند آن را در گوشه و كنار پيدا كنند! اين تهاجم فرهنگى، مخصوص برخى از پديدههاى ظاهرى و سطحى نيست؛ مسأله اين است كه يك مجموعه فرهنگى در دنيا............ مىخواهد همه باورها و چارچوبهاى مورد پسند خودش براى ملتها و كشورهاى ديگر را به آنها تحميل كند. سال 79 + " + نبرد نرم ، به عرصه ی سایبری هم ختم نمی شود . و شاید هنوز عرصه ی سایبری از سایر عرصه ها کمتر اهمیت داشته و دیده شود . استادی میگفت " اگر میبینید در مسجد محله تاثیر گذارتر فعالیت فرهنگی میکنید ، عرصه ی نبرد را به مسجد و پایگاه بسیج و دانشگاه بکشانید . چون در عرصه نبرد سایبری امکان تاثیر پذیری بیشتر از تاثیرگذاری است . " گاهی ما واجب را ترک میکنیم و اسیر مستحب نا به جا می شویم ! مهمترین تکلیف ما امروز "تشخیص تکلیف " است . برچسبها: جنگ نرم, احمدی نژاد, امام خامنه ای, سبک زندگی, رسانه [ جمعه 25 شهریور1390 ] [ 0:18 ] [ راهی ]
[ ]
نعلین دنیا زدگی و خودپسندی را از پای ارادتم میکَنم و دست به سینه ی نوکری میگذارم. سر قرار همیشگی مان ، پایین پا ، صحن آزادی ، سکوی ورودی ایوان طلا. حرم شلوغ هم که باشد ، انگار خلوتگاه من و توست. دم در حریمت مینشینم که بیشتر نگاهم کنی ... قبلتر استغفار کرده ام که جامه ی متعفن گناه بر جانم نباشد و حریم ملائک را آلوده نسازم. اما هنوز شرم ورود دارم . شرم اذن ورود حتی!
خانه های حرم را میگردم، خانه ی هدایت، خانه ی حجت، خانه ی ولایت، خانه ی زهد، خانه ی عبادت .... هر کسی گوشه ی خود را می یابد. صحنها را قبله قبله میجویم، به امید آنکه پا به قدمگاه مهدی(عج) گذارم . بابهای اجابتت را مرور میکنم. باب الجواد را ، که دری از درهای ورود حرم نیست , هزار باب حریم اجابت است که از دل هزاران حاجتمند به آستان توسل ابا الجواد پل میخورد. باب الجواد، باب توسل دل است و ورود به آن از همه ی درهای اشک و دلشکستگی میسّر است . شبیه باب الزهراء که از دل زائر به اینجا باز میشود و عجیب نگاه مهربانی رضایش(ع) را میخرد. میهمان تو حس میهمان ماه خدا را دارد . سلام ٍ وداع با تو شبیه ترین حس به سلام ٍ وداع با رمضان است. همان مزه تلخ، و همان گونه وحشت آور..... روبروی ایوان طلای صحن آزادی ، چشم به ضریحت دوخته ام و دلم به وداع با تو رضا نمیدهد. مغرب نزدیک میشود و من همچنان در تلألو شمس وجودت، میل به عبور ندارم. درهای حرم بسته میشود و هیاهو دلم را میخورد. از دست رفته و دگرگون حال! گوشی همراهم را صدا زدی! ..... نوشته بود : "ماه بعد ، قرارمان مشهد الرضا. میآیی؟" به نشریه ی الکترونیکی باب الجواد هر دو هفته سر بزنید .
برچسبها: امام رضا, اجابت [ پنجشنبه 24 شهریور1390 ] [ 22:5 ] [ راهی ]
[ ]
[ شنبه 12 شهریور1390 ] [ 23:23 ] [ راهی ]
[ ]
آنچه لازم است، اين است كه ما اين دستاوردها را حفظ كنيم، اين محصول را حفظ كنيم؛ نگذاريم صاعقهى گناه، اين خرمن ارزشمند محصول را آتش بزند و از بين ببرد. راه خدا را، راه توجه را، راه صفاى نفس را، راه انس با قرآن را، راه باز نگهداشتن رابطهى خود با خدا، درد دل كردن به خدا و گفتن به خدارابه روى خودمان باز نگه داريم. (امام امّت حضرت آیت الله خامنه ای - عید فطر امسال)
برچسبها: راه, امام خامنه ای [ چهارشنبه 9 شهریور1390 ] [ 20:48 ] [ راهی ]
[ ]
![]() ..امشب از تو قدر انسانیت مسئلت میکنم .. می خواهم چشم و چراغ امامم به سویم باشد ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ** دی پیر با چراغ همی گشت گرد شهر کز دیو و دد ملولم و انسانم آروزست ** به عدد 313 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ *این شبها التماس دعا*
[ سه شنبه 1 شهریور1390 ] [ 6:52 ] [ راهی ]
[ ]
سکانس اوّل در اتوبوس
خانمی میانسال با ظاهری معمولی که اطرافمان زیاد است ، براندازم میکند . من که متوجه سنگینی نگاهش هستم ، نگاهم را از او می دزدم . انگار که صبرش تمام شده باشد ، می گوید : " اوه اوه ، تو این گرما ، این چادر سیاه چیه سرت ؟ روسریت که بلند و مشکیه ، حجابت کامله دیگه . واسه چی اینو گذاشتی سرت ؟". بعد هم دستی به چادرم می کشد و می گوید : " کلفتم هم هست . چه لزومی داره آخه ؟!! گرمت نمیشه ؟"من هم دیدم وقتش شده ! با لبخند گفتم : " جهنم گرمتره " ! سکانس دوّم در مسجد! با معلم دینی و عربی دبیرستانم نگاه تو نگاه شدم . رفتم سلام واحوالپرسی و طاعات قبول ! بهم گفت :"اوه ، چه خبره ؟ بکش این روسری رو عقبتر . در این حد هم درست نیست !!!!! الان میگن(!)زیاد حجاب کردن هم ایراد داره !!! من خودم اینقدر از این جور حجاب کردن ضربه دیدم !! "( شنیده بودم همسرش بدبین و سختگیر است). گفتم واسه کی باید بکشمش عقبتر ؟ سکانس سوّم در مهمانی از آقایون فامیل (!) ، که آدم یک بوم و دو هوایی بود ، بهم گفت : "شما این ویژه نامه خاتون رو خوندین ؟ " . میدانستم منظورش را . گفتم : "چطور ؟" . گفت :"حتما بگیرین ، بخونین و یه تحلیلی رو حجابتون داشته باشید !!! ویژه نامه ی خوبیه ". فکر کرده بود حرف جدیدی زده و من غافلم از آنچه گفته می شود و اصلا به گوشم نخورده اینها ، که با اعتماد چادرم را گرفته ام . میان تعجبش گفتم : "اتفاقا خوانده ام " ادامه دادم : شما بر حسب اتفاق چشمتان به مطلبی راجع به چادر افتاده که از قضا بی اشکال هم نیست . شما نظر مراجع تقلید و بزرگان رو راجع به چادر خوندین ؟" . سرش و انداخت پایین و گفت : خب بعععععله هر کی یه نظری داره !!!! . تو دلم گفتم : مرجع تقلید شد هرکی و کارشناس مدعو روزنامه ایران شده صاحب نظر!!
این سکانس ها را که کنار هم میگذارم ، باور میکنم مشکل اول پوشش بانوانمان ، بی اطلاعی بانوان و آقایان نسبت به پوشش برتر و الزام های آن است. کار فرهنگی برای باورهایمان نشده . البته به این معنا نیست که الزاما همه ی بد حجابها ،از فقر فکری و معرفتی به این ورطه افتادند، ولی درصدی از مسئله به آگاهی کم آنان و خانواده هایشان نسبت به حجاب بر میگردد . در این شرایط روزنامه ی کثیرالانتشار کشور مطلبی را درج میکند که به جای فرهنگسازی، غوغاسازی می کند ! همین روزنامه ها ، چند بار نظر مراجع و مقام معظم رهبری را درمورد پوشش بانوان و چادر ، انتشارداده اند ؟. . . . . برچسبها: چادر, جنگ فرهنگی, نشریه خاتون [ دوشنبه 31 مرداد1390 ] [ 19:33 ] [ راهی ]
[ ]
به اینجا که میرسم میخواهم سکوت کنم . کمی زیاد مبهوتت شدم . هر چه نگاهت میکنم شوقم آرام نمیگرد و دردم مداوا نمیشود ! سائل جرعه ای نگاهم ، بابا ! سایه ی پدری ات را "ملعون بن ملجم"، از سر حسنین و زینبین ، یتیمان کوفه ،و همه ی ما کم کرده است. احساس بی پدری میکند شیعه ، وقتی به شهادتت میرسد و فرزند تو را هم ندارد که سر به سایه اش نهد و همسایه ی پدری اش باشد ! کمی اینجا ، حس یتیمی زیاد است ، بابا! خبر عظیمی ، امیر ! ، و در نبودنت سکوت سنگینی دنیا را فرا گرفته است. "تهدمت والله ارکان الهدی " در نبود شما . نبا عظیم دنیای دلم ، و هادی مهربان آیات بلند خدا ! اصل شجره ی طوبی و شان بلند نزول آیه های ایمان قرآن ! در شهادتت دلشوره های بی پناهی از در و دیوار دل زبانه میکشد . شاید از قرابت دلمان با زینبین شماست . شاید ما یتیمان غیبت "مهدی" را از جرعه های صبر و ایمان ، نوشانده ای و سرپرستی کرده ای ، و حتما ما بچه های زهراییم و شما به ما نگاه دیگری کرده اید ..... هر چه هست ، طعم نبودنت ،حنجره های احساس را به آتش کشیده و جان بغض را از هم پاشیده است .... دیگر نمی دانم اینکه روی گونه ام می پاشد ،اشک است یا پاره های دلی که چند باره یتیم شده !
بیزار است دلم از لذتی که فدیه اش محبت شما باشد ! بیزارم از دنیایی که مهریه اش طلاق نگاه شما باشد ! بیزارم از عبادتی که نتیجه اش پشت کردن به ولایت شما باشد و قرآن نیمه شب ابن ملجمی که خون تو را مهر معشوقه ی بی پرده اش کند ! بیزارم از دنیایی که تو را نخواهد ،و تاب حضور را از تو بگیرد ..... از دنیای کوفه و کوفی بی زارم و پناه میبرم به تو از بی وفا شدن ! امیری که از عیسی دمت مسیحایی تر است ! ، حضرت ختمی مرتبت در وصفت چنین فرموه که : اگر بیم آن نبود که مردم در باره ی تو به گمراهی افتند ـ همچون پیروان مسیح که به پرستش عیسی(ص) روی آوردند ـ پرده از حقیقت عظمت و بزرگی ات می افکندم . " لا اله الا الله " . حتما خدا به هنگام خلقت شما به خود آفرین گفت و آیه های تحسینش را بر رسول خویش فرستاد که: "فتبارک الله احسن الخالقین " . خدا با پیامبر ش از تو سخن می گوید و اگر تو نبودی قرآن به کار امتت نمی آمد ! تو کشته ی عظمت خویشی ! و تنهایی ات هم حاصل همین دردانگی ست !دل داغدار شیعه ، چشم که باز میکند تاریکی شب است و غریبی که غریبانه تشییع میشود ! شبیه اولین شهید ولایتت ، زهرا(س) ! تنهایی که گرفتار اشباح الرجال زمانه ی خویش است و سینه شان احقاد بدری و خیبری و حنینی از علی دارد ! و گاهی پاسخ به سلامش را هم اکراه دارند ! و دردی که سینه ی تو را تنگ کرده و دعایی که مستجاب شده است : " خدایا علی را بگیر از این مردم که دیگر راحت شوند " . دل شیعه کنار بستر بیماری ات پرسه میزند . زبان خشکت را به دور لبان مبارکت میکشی . به خویش می لرزی وشوق رؤیت رسول الله و یاورت زهرا در چشمانت شعله میکشد . کمی نشسته تر میشوی . به حسن (ع) که غرق گریه است نگاه میکنی : فرزندم ! نمی شنوی گریه هایت ملائک را به گریه و ماتم نشانده است .... آرام باش که پدرت راحت میشود ..... حرفهایم با شما تمام ، عباس را صدا بزنید ....... برای تریبون + برچسبها: امام علی, شب قدر [ دوشنبه 31 مرداد1390 ] [ 14:0 ] [ راهی ]
[ ]
نسیم رویش کوثری وزیدن میگیرد و سبط اکبر پیغمبر ، به آغوش ابوالحسن ، حیدر کرار و زهرای مرضیه میهمان میشود .
هلال دلستان رمضان ، منزل به منزل می دود که به بدر تمام تو برسد و میهمان کرامت تو باشد ! غریبی و من اولاد الغریب ! و مولود ماه غریب. قدر رمضان هم غریب است شبیه شما ! کریمی و من اولاد الکرام ! و مولود ماه کریم . کریم ، شبیه پدر و برادرتان . شبیه شباهت شهادت طلبی و عزتمندی برادرتان با صلح شما ! ما کرامت از شما بیشتر دیدیم و تنهایی و غربتی بزرگتر ! شبیه اجابت نامه های نخوانده و عرایض نشنیده ، شبیه بخشش های بی سابقه ، شبیه شفاعت گنه کار شرمنده ، شبیه محبت به ناسزا گوی بی پرده و شبیه تقسیم طعامتان با سگ گرسنه . شبیه این نقل ها که به گوشمان رسیده و نرسیده است و اهم اینکه تاب معطل گذاشتن سائل درگاهتان را ندارید . تاب خجلت و شرم مسئلت در چهره ی گدای کویتان را ندارید ، تاب دلشکسنگی شیعیانتان را ندارید و اجازه پیش دستی در کرم و بخشش به ما نخواهید داد ....و تا نیت قدم زدن به کویتان کرده ایم پاسخ کریمانه اتان را شنیده ایم . هر بار که اجابت را نذر محبتتان میکنم ،منتظر پاسختان نمی نشینم . به ادای نذرم خیز بر میدارم ، که میدانم شما اجازه ی پیش دستی به من نخواهید داد ...... و من همیشه غرق محبت اجابت شمايم . ما به حضورتان در نبودنتان مومنیم ، همچون حیاتتان . و این حضور بالاتر از آیه های بل احیای خداست ! سرک میکشد دلمان به آستان آسمانی بقیع و پشت میله های مزار منتظر میمانیم ، و خوب یاد داریم که شما سائلتان را معطل نمی کنید ! اما آقا ، ما هم پای دلمان از مزارتان جدا نمیشود .
بقیع تو حدیث تنهایی توست ، مهربانترین سردار من ! از پدر تنهاتری و از برادر خونین جگرتر ! کوفه حدیث تنهایی علی و فرق شکافته است و تو وارث زخم های سکوت بیست ساله ی پدر . مدینه هم حدیث غربت فاطمه است و تو هم وارث غمهای مادر . و صلحتان هم حدیث بی رفیقی و نارفیقی رفیقان کوفه است ! تو وارث درد و تنهایی اهل کسایی . و امروز آمده ای که این امانت را بکشی تا غروب غم انگیز بقیع تنهایی ! شبیه ترین امامم به رسول الله ! بهشتیان امشب برای تماشای بدر جمالتان معتکف رمضانی اند و دلهای اهل رمضان به زلف کرامتتان گره خورده است . کرامت کن جرعه ای معرفت از قدر نزول قرآن و شبهای شادی عطیَه ی ولایتتان ! که باطن قرآن شمایید و رمضان ماه میهمانی بر سفره قرآن و امامت است .... و "صاحب خانه" که غایب است از دیدگانمان! حتما امشب را در بقیع کنار شما به صبح میرساند .... شاید" امام منتظر مهدی آل طه" امروز هایش شبیه دیروزهای تنهایی شماست . او هم به صلح جهان با ظلم جهانی صلح کرده است! . و لابد شیعه کم دارد برای قیام . و من که امشب از تنهایی شما میگویم و لعن کوفی میکنم و غافلم از تنهایی این تنهاترین سردار ....... و باز این من که مانده است از وصف بلندای شما و این فراز بلندتر که " کیف اصف حسن ثنائک ؟ " براي تريبون + برچسبها: امام حسن, ولادت [ سه شنبه 25 مرداد1390 ] [ 20:0 ] [ راهی ]
[ ]
قرارهای بی قراری ام با تو ، چله های رمضان تا رمضان است . من میشکنم هر بار و تو کریمانه بر سر قراری که دیگر قراری نیست ، می مانی ! و دست دلم را دوباره به زلف میهمانی ات گره می زنی ! کمی دست پاچه ام راستش را بخواهی ! نشسته ام فیما مضاهایم را ، تورقی کرده ام . دستانم خالی و پشتم سنگین است . به این فرصتهای از دست داده ام قسم که در خسرانم ! همین شبها که باید شیرین کام از شعف مهمانی ات باشم ؛ می خوش , از هراس خسران و یاد شامگاه سی ام رمضانم ..... و خبر اینکه دلشوره امان نمی دهد ، که مبادا گناه و غفلت ذائقه ام را عوض کرده و بر سفره ی تو کوراشتها و کم بهره باشم . بهارهای عمرم را به رمضان شماره می کنم ، نرسیده ام ،و از نرسیدن حتی گله ای نیست ! نگران آبله های " پای دلم "! می ترسم دلِ استقامت بلرزد به ابروی دلکش آنچه نتیجه اش نزدیکتر از آخرت است و لذتش رویاروتر . و باور کردنش به عینه یقینم داده است .... می ترسم دور و درازی راه رهایم کند .... بنده همیشه از نفسش ترسیده است ، و هرگاه که این خوف بر جانش مستولی می شود ، رمضانت را با آغوش باز رحمت و مغفرتت ، با شراب طهور محبتت ، با جامهای وصلی که امید رسیدن یک شبه را برای مسافر صد ساله ی شبهای قدرت مهیا می کند ، میفرستی بر سر قرار . و بنده باز هم شرم حضور دارد از عهد شکنی و فرار و اسرافهایش ... و این همه امید، که هر بیچاره ای را به حرص آورد ! میدانم , میخواهی "راهی" ، نگاهم داری ! اصلا تو داری برای ماندنم میدوی که من گاهی قدمهایی بردارم .... دستانم را به تو دادم و چشمانم را به قدمهای امیرم علی(ع)، امیر رمضان علی(ع) ، حقیقت رمضان علی(ع) . که مشتاق از پیامبر مهربانی ها پرسیده است : چه کنم که بهترین عمل رمضان باشد ؟ و حضرت ختمی مرتبت که پاسخ آورده : باید ، "چه ها" نکنیم ! که رمضان ماه ترک است ، ماه دوری ست از گناه و نه ، حتی از یاد گناه ، و نه ، حتی ترک خویشتن خویش . با گناه یا ثوابش! و چه کسی این گونه رسیده است جز علی(ع)؟ که رستگار شود به شکاف سرش . رمضان است و نکن نکن هایش و چه قدر منتظر بودم مولا ، عبدش را صدا بزند و امر و نهی اش کند .رمضانش مژده ی نگاه و توجه اوست و بهانه پاشیدن ، برای صید عبد فراری اش...دلم نگران بود که مولا عبدش را صدا نزند ... آخر من عبدم و کاری ندارم جز بندگی ! رمضانش رسیده که نفْسم را خجالت دهد ، همین مبارزه با نفس است که به کلام امیر بیان (ع) ، از روزه ی رمضان ، حکمت میدهد و از حمکت , معرفتی که به یقین نائلت میکند ... یقینی که پای استقامت را در مسیر ترکْها یاری کند و این حلقه ی تسلسلی ست که دلم نمی خواهد از سرگردانی اش جدا شود ! مهم ترین ترکْ ها ترک اسراف است ! اصلا اگر باورکنی ،همه ی رمضان ترک اسراف است ! باید تشنگی و گرسنگی کشید تا هیچگاه تشنگی و گرسنگی،ما را در بزنگاه حادثه ای که صبرمان را کیل می زند ، نکشاند به راه نفس ، و شاید نهر آبی در راه باشد و دستور طالوتی ، که طغیان جالوت نفس را بخواباند ! و آه من قلّه الزّاد و طول الطّریق و بعد السّفر.............. و چه توشه ای برتر از تقوی و چه تمرینی بهتر از صوم ؟ میهمان نهج البلاغه باش بعد از قرآن ، تا قلبت در زهد استوار شود و دنیاشناسی ات از اسرافها و لغوهایش رهایت کند ... دعا کنیم مهمان سفره ی کرامت مهــــــــدی(عج) شویم این بار ......... برای تریبون + برچسبها: ماه رمضان, راهی [ شنبه 22 مرداد1390 ] [ 6:6 ] [ راهی ]
[ ]
مشروطه آغاز تصمیم سازی فردی ست که به دنبال پیاده کردن احکام خداست ، به کمک قانون گذاران و مجریانی که منتخب ملت خواهند بود . ولیّ فقیه فقط یک نفر است و کلام او فصل الخطابی برای همگان ، اعم از مراجع و غیر ، روحانی و غیر روحانی ، سیاسی و غیر سیاسی ، صاحب نظر و بی نظر !، با سابقه انقلابی و بی سابقه انقلابی ! ،با شلاق و بی شلاق ، با رای چند میلیونی و بی رای چند میلیونی . تبعیت از یک نفر دیکتاتوری نیست . تبعیت از یک نفر که در مسیر شریعت و حق نبوده و در پی رضایت ایادی کفر باشد ، دیکتاتوری ست . گاهی این یکی ، خداست و رسول خدا ، گاهی ولی خدا . و گاهی هم یک نفر چون شاه مخلوع و مفلوک ایران . حضرت آیت الله ! ، ما عبرتهای مشروطه را نگرفتیم ؛ هر جا که زمزمه ی شورای رهبری به گوش رسید ،هر جا که توصیه نامه ی بی سلام به ولی فقیه فرستادیم ، هر جا که در حمایت از ایشان شانه خالی کردیم و به کوس اختلاف زدیم و سعی در القا جدایی و تفرقه میان نماینده جمهور با ولی فقیه داشتیم . این ها پرونده ی شماست که پیش روی ملت باز است و توصیه نامه ی مشروطه را هم به حساب اعلام استراتژی گذاشته اند . در حال رطب خوردن منع رطب میکنید ؟ تاریخ ثابت کرده پیش بینی و هشدار آیت الله ، یعنی خبر و تهدید ! شبیه پیش بینی فتنه 88 . تحلیل دقیق جنابتان از مشروطه و توصیه به وحدت کجا ، عملکردتان در دو سال اخیر کجا ؟ انقلاب به حمایت روحانیت معزز و مراجع نیاز دارد و اکنون بدین پشتوانه به خود میبالد . نه انقلاب اسلامی شبیه مشروطه میشود و نه یک نفر مساوی همه ! تعرض به جامعه روحانیت هیچ گاه مورد تایید نیست. اما گاهی نیاز است مقابل منتظری ها ایستاد . جریان انقلاب جریان رو به جلویی ست و هر که مقابل این جریان بایستد ، زیر پای ملت له خواهد شد . جایگاه امروز انقلاب ، بعد این همه شهید و بعد توفیقات در عرصه های مختلف و به بار نشتن تئوری قوی آن در ملتهای منطقه ، قابل مقایسه با مشروطه نیست و نخواهد بود . اگر در مشروطه ،استعمار میان نماینده جمهوریت و مشروعیت اختلاف افکند ، اینجا بدخوهان نخواهد توانست با یاوه های تبلیغاتی و ایجاد حاشیه های منحرف کننده ، ـ انحراف اصلی پشت گوش انداختن حرف ولی فقیه است و باقی همه اختلافاتی ست که دامن زدن به آنها زمینه انحراف را فراهم خواهد کرد -- ، و توطئه برای امثال مصدق ها ، انقلاب را زمین بزنند . تاکید مولا خامنه ای به پرهیز از اختلاف و هوچی گری و سکوتشان برابر حاشیه های موجود ،به سبب همین عمق نگری و درک وسیع از شرایط و کید بد خوهان است ، که متاسفانه به گوش برخی رسانه ها نمی رود و نتوانسته مسئولین را هم از خواب غفلت بیدار کند ، تاعوامل حاشیه ساز را خفه کنند . نتیجه اینکه دشمنان و بدخواهان را امیدوار کرد و دوستان را سرخورده . امروز نتیجه ی هیاهوی رسانه ها و شاید هدفشان از پرداختن به حواشی رییس جمهور و اختلاف نظرها ، در نوشته آیت الله هاشمی سر بازکرده است . آیا باید احساس خطر کنیم تا سر بر اطاعت ولایت فرود آوریم ؟ باید ولی فقیه همه ی زوایای پنهان کلامش رابگشیاد که تمکین کنیم ؟ حضرت آیت الله ! ،نوشته شما زنگ بیدار باشی بود به همه ی ما و آنهایی که دنبال فاصله ها و اختلاف نظر میان مصدق و کاشانی را گرفتند که بلوای جدایی راه بیاندازند و انقلاب را تضعیف کنند. این بار اگر چه حاشیه ها را بخوانیم و اشتباه بگیریم ،مهره ی خود را به دست خود آتش نمی زنیم . چشم من و امر ولی / جان من و سید علی برای مفید نیوز برچسبها: هاشمی رفسنجانی, مشروطه, فتنه ی 88 [ دوشنبه 17 مرداد1390 ] [ 14:30 ] [ راهی ]
[ ]
جای جبهه پایداری خالی بود , و شاهد اینکه حزب اللهی ها هم دیگر گرایش سیاسی شان را به جای راستِ اصولگرا , بالا معرفی میکردند!!! . نه اینکه "ائتلاف" اصولگرا از اصول, فاصله گرفته باشد و نه اینکه پشتوانه مردمی خود را از دست داده است ؛ اما چند پاره گی در ائتلاف به سبب برخی موضع گیری های تند در برابر جریان سوم تیر ، موضع نگیری ها! و دیر گیری ها !! و سکوت ها در فتنه, برخی حمایتها از اصحاب سکوت و موضع نگیر! در فتنه , و همین طور رویش جریان سوم تیر با گفتمان و عملکردی قوی تر در راستای اصولگرایی و البته ایجاد آفتها و خطرات در بدنه ی آن , احساس نیاز به جبهه ای برای جمع بندی میان این نقاط قوت و اصلاح نقاط منفی را تشدید کرد . و بدین جهت است که حضرت آیت الله مصباح به کمال اذعان فرمودند که این جبهه نه تنها جهت تشدد آرا و اختلاف نیست بلکه برعکس باعث وحدت و جمع اصحاب عالی است .
بعد سقوط زنده یاد ! , زبده السّادات , فخر الموسویّات , ناجی الاصلاحات , فیلسوف توهّمات , معزّ الضّد انقلابات و مذل الپای لنگات(+) ، نه تنها از چهره ی اصلاحات پرده برداری شد , بلکه نفاق را در جبهه ی مقابل هم نشان داد . در این میان مهم ترین چهره ی کشف هویت شده ـ برای نسل سوم شاید ـ , آیت الله هاشمی و خانواده انقلابی شان ! و سیاسیون حامی ایشان در مجلس بودند، که خود باعث ایجاد اختلافها و تکانه هایی در جبهه اصولگرا شد . جبهه ی پایداری متفاوت است به خاطر همین حساب پاکی اش با ایشان وحامیان آنها . و همین طور ، مرزبندی با انحراف. همین که جبهه پایداری نه به دنبال اشخاص , بلکه در پی اصول انقلاب و منویات امام خامنه ای ست و از آسیبهای اصولگرایان و سوم تیری ها فاکتور گرفته, خود نکته ی مثبت و قابل توجهی ست؛ چون اشخاص هر چند ظاهر الصّلاح باشند ممکن است اشتباه کنند و مبرّا نخواهند بود . شعارهای جبهه پایداری : "عدالت" ، "عقلانیت" ، "معنویت"و "ولایت " ، همه گی در راستای سفارشات موکد امام "ره" و سخنان اخیر امام خامنه ای در معرفی انحراف اصلی در مسیر انقلاب است و نشان میدهد جبهه با دقت هم اوضاع جامعه سیاسی و هم منویات ولایت را با دغدغه خاطر رصد و دنبال میکند . حضرت امام بالاترین انحراف را "نفاق" میدانستند ، و زمینه آن را هم حبّ دنیا تبیین کرده اند ؛ و در مقابل برخورد با آن را از طریق ارشاد و نصیحت و در نهایت انزوا و طرد توصیه می فرمودند . در شرایط امروز انقلاب ، مولا خامنه ای ، تفرقه و اختلاف را انحراف و مهمترین خواست و کید دشمن تشخیص داده اند و معنویت و عقلانیت و عدالت را از ابعاد اصلی مکبت امام خوانده اند . حضور حضرت آیت الله مصباح و همین طور اخلاق مدار ترین سیاسون ، در جبهه پایداری ،خود نعمت بزرگی ست و امید است این ائتلاف در راستای گفتمان امام و انقلاب و منویات امام خامنه ای ،به دور از سیاست زدگی ها و رقابتها و سهم خواهی ها ، گامهای موثری در پیشرفت انقلاب برداشته و از تاییدات امام عصر ارواحنا له الفداه برخوردار و زمینه ساز انقلاب جهانی آن حضرت باشد . برچسبها: جبهه پایداری, اصولگرایان [ سه شنبه 11 مرداد1390 ] [ 1:54 ] [ راهی ]
[ ]
نهی از منکر کار خیلی ها نیست ! لازمه ی امر به معروف و نهی از منکر ، محبت خدا ،علاقه به دین خدا و دردمندی برای دین خداست . و کنار اینها شجاعت و ایثاری که از آبرو و گاهی جان خویش دست بشویی ! مسئولیت نهی از منکر هنوز به گرده ی ماست ! یک جمله ، یک نگاه ، تذکر کوتاه ، گاهی تکلیفی ست که اگر آگاهی و فرهنگ سازی ایجاد نکند ، سلب امنیت از خاطیان و در هم شکنندگان حدود الهی ست تا یادشان بیاوریم اینجا حدود الهی حاکم است نه بی حدی و ولنگاری نفسانی ! برای اینکه نهی از منکر در جامعه موثر افتد ,حتما همت جمعی را می طلبد . اگر چه با خلاءهای فرهنگی موجود امکان تاثیر کم است , اما اگر دغدغه ی جمعی برای نهی از منکر وجود داشته باشد مسلما جسارت شکستن حدود الهی کاهش خواهد یافت . تصور کنید خانم بدحجابی در مسیر خود بارها مورد تذکر قرار گیرد ، بار اول بی توجه رد شود ، بار دوم ، بار سوم، بالاخره این تذکرات و عکس العملهای پیاپی در وی موثر خواهد بود . در حداقلی ترین شکل ، ظاهر خود را مناسب حضور در جامعه نمی بیند . بانوان محجبه ،مادران و دختران ، جهادگران عزیز ، اگر تا کنون با عادت به این وضعیت سکوت کرده ایم ، دیگر بعد از شهدا و جانبازان راه عفاف و نهی از منکر, جایی برای سکوت نمانده است .
با پیوستن به جنبش وبلاگی "همت جمعی برای نهی از منکر" ، از ناهیان منکر حمایت و همت مضاعفمان را در این راستا به کار اندازیم . . [ چهارشنبه 5 مرداد1390 ] [ 14:5 ] [ راهی ]
[ ]
کربلایی ، اهل خجالت است ! از دعوت نامه ی کربلا خجالت میکشد .... از طلب کردن کربلا خجالت میکشد از طلب نکردن کربلا خجالت میکشد از روز جوان و علی اکبر کربلا خجالت میکشد !
و این شرم از کربلا را ، بی پاسخ ماندن "هل من ناصر " منتقم کربلا تمام میکند ...... از من بپرسی داغ ترین داغ خجالت است ..... _____________________________________________________ **** این روزها فهمیده ام که محتاج ترم ، از دعا فراموشمان نکنید **** برچسبها: علی اکبر, ع, روز جوان, ولادت [ چهارشنبه 22 تیر1390 ] [ 20:0 ] [ راهی ]
[ ]
شعبان المعظم ماه حسین (ع) است . مناجات شعبانیه , اگر ویژه ترین مناجات شعبان باشد , و و یژه ترین مسئلت دعا, طلب" کمال انقطاع" , ویژه ترین منقطع به خدا ,"حسین" , این مصباح قرآن است . وکجا خدا شبیه حسین, منقطع دارد ؟ شعبان ماه حســـین(ع) است و ماه انتظار ولی دم حســـین(ع) ... ماه حســـین (ع) و ماه ولادت منتقم حسیــــن(ع).. و یا ایها المسلمون , "إنّ صوت القائم یشبه بصوت الحسین(ع)" ندای مهدی(عجـ) آوای حسین است . شان نزول قرآن توصیف تو و کربلای توست ....کلمه ی باقیه قرآن امامت است که عقبه اش به شما میرسد . ذوی القربایی که لازم الاطاعه است . و قمری که درانتظار "ضحی "ی قیام است . مصباحی که از مشکاۀ فاطمه است کمثل نور الله . و لولو و مرجانی که حاصل پیوند بحرینی چون علی و فاطمه است .
"کهیعص" را چطور تفسیر کنیم که کربلا تعبیر نشود ؟ شما را خدا با "کعیعص" تفسیر میکند ... شما را خدا با کربلا و هلاکت و ظلم یزید و عطش و صبر تعریف میکند... نفس مطمئنه ی فجر انسانیت قرآن است که راضی و مرضی خداست ... و کمال بندگی "او" در رضایت است . آری ,میلاد مرجان بحر وجود علی و فاطمه است ! "روضه "های تولد را هم پیامبر میخواند ! , و نه ... خود خود خدا خوانده است . نه اینکه پیش از اینها برای محمدش (س) , و نه اینکه تنها زکریا مدهوش روضه های خدا برای حسین باشد و یحیی زنده ی قربانی شدن در مصیبت او.... آدم تو را می شناخت! نوح کربلایت رادیده بود و ابراهیم از ذبح عظیمی که فدا میشود بعد از فدا نشدن اسماعیل , شنیده بود . امروز کربلا به دنیا آمد ....اشتباه است ! کربلا که از ازل بوده ..... کربلای بی تو هم که کربلا نیست ! حسین ازلی و ابدیست و این, راز کل ارض کربلای توست .... کربلا را نباید رفت ، باید رسید . به کربلای تو باید با تو رسید. خدا تو را سفینه ی سریع رسیدن خواسته است . و ما که با تنعّم از "صبح" به روشنی نرسیده ایم !... اصلا به کشتی نیامده ایم . ناخدا حسین(ع) باشد , کشتی دل راهش را گم نخواهد کرد . اسراف کرده ایم که نرسیده ایم ... مومنون و صالحون و فائزون و مستضعفون و مظلومین و صابرین و مطئنین قرآن ، امروز معنای حضور میگیرد . سجده آبرو میگیرد به طینتش ، و قنوت آرزو ؛ که "الهم اجعل محیای محیای "او" و مماتی ممات "او". "امیر اشک", ولادتت هم بوی باران میدهد . قبول کن که گریستن برای تو انتخاب و اختیار نمی خواهد . نامت را میخواهم و آهت ... نامت آبی ست که عطش می آورد و زلال میکند .و تو چشمت دنبال جان زلالی ست که بر سر این عطش از جان عبورکند!... در ولادتش هم از ما تحمل مخواهید .... حضرت "مصباح" , "امیراشک" و" کشته ی اشک" است ! /برای تریبون کار شده/ برچسبها: امام حسین, ولادت [ سه شنبه 14 تیر1390 ] [ 5:0 ] [ راهی ]
[ ]
|
|
| [ طراحی : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |